|
|
|
|
|
هفتـاد سال دانشكـده هنـرهاي زيبـا (اين مقاله در شماره 163 تنديس منتشر شد ، پرونده اين شماره به هفتاد سالگي دانشكده هنرهاي زيبا اختصاص داشت همرا با گفتگو هاي جذاب و نوشته هايي از آقايان محمود جوادي پور ، احمد اسفندياري ، يعقوب آژند ، محسن حبيبي و محمد علي بني اسدي ) دانشكده هنرهاي زيبا ، اكنون با نام" پرديس هنرهاي زيبا " از قديمي ترين مدارس آموزش هنر در ايران است اين دانشكده در طول دوران حيات خود بسياري از چهر هاي هنر معاصر را در خود پرورش داده و توانسته است منشا تحول و تاثير در هنرهاي معاصر ايران باشد ، اين دانشكده از مهم ترين زير ساخت هاي آموزش هنر در ايران بوده وبر بسياري از دانشكده هاي هنر در ايران تاثير گذاشته زيرا مديران و استادان آنها اغلب از دانش آموختگان هنرهاي زيبا بوده اند و تجربيات آموزشي اين دانشكده اعتبار و سنديت خاصي پيدا كرده است.پرديس هنرهاي زيبا امروز شامل چهار دانشكده شامل دانشكده هاي معماري ، شهر سازي ، هنرهاي تجسمي ، هنرهاي نمايشي و موسيقي و گروه هاي آموزشي : مطالعات عالی هنر، طراحی صنعتي ، معماری ، گرافیک ، هنرهاي نمایشی، سینما، موسیقی ،شهرسازی،نقاشی، تصویرسازی،عکاسی،مجسمه سازی است . آرش تنهاييدانشكده هنرهاي زيبا در مهر ماه 1319 به دستور اسماعيل مرآت وزير فرهنگ وقت با سه شعبه نقاشي معماري و مجسمه سازي و يكصد هزار ريال اعتبار سالانه در محل مدرسه مروي تاسيس گرديد ( مميز ،1382،173) . اما با كمي كنجكاوي و مي توان ريشه هاي عميق تري براي آن يافت ، " اين {دانشكده } بر اساس ميراث هنري مدارس هنري عصر قاجار ، به خصوص ميراث دوره مشروطه پديد آمده است مهم ترين اين زير ساخت ها عبارت بودند از : مدرسه صنايع مستظرفه كه در سال 1289 شمسي توسط كمال الملك تاسيس شد؛ مدرسه موسيقي ؛ مدرسه عالي موسيقار ( هنرستان موسيقي )؛هنرستان عالي هنرهاي زيبا ، و مدرسه موسيقي شهنازي 1308؛ دانشكده هنرهاي زيبا بر اساس چنين گذشته و سابقه اي شكل مي گيرد ،(زرگري نژاد،1386،5) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 9:18 توسط آرش تنهایی
|
|
||
|
|
|
||||
|
چه لکـــه رنـــگ بجـــایی!
نگاهی به نمایشگاه گروهی پوستر، مرکب؛ این مطلب پیش از این در دوهفته نامه تندیس شماره ۱۵۷ به چاپ رسیده است.
آرش تنـهایی نمایشگاه مرکب، با پوستری با خط ثلث و به قلم سعید ملک، ما را به دیدن نمایشگاهی از آثار لورن رولینگ (امريكا)، ترزا درالویچ (بلژيك)، اورلی ویتو (فرانسه)، دانیل ویشمن (آلمان) و نرگس عباسزاده، کوروش بیگپور، سام کشمیری، سعید ملک، حمید نیکخواه، مریم پروانه، شهاب تندر دعوت می کند. نگارخانه لاله، سالن نمایش خوبی است برای آنهایی که میخواهند نمایشگاه پربینندهای داشته باشند. نزدیکی این نمایشگاه به موزه هنرهای معاصر، دانشگاه و مرکز شهر، آن را به نگارخانه پررفت و آمدی بدل کرده است.
ادامه مطلب |
|||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:11 توسط آرش تنهایی
|
|
|||||
|
|
|
|||||
|
چهـــل ســـال تـــلاش نگاهی به پوستر های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از 1346 تا 1386 آرش تنهایی / آذین فر مندی شروع فعالیتهای کانون به روایتی ۱ در ۲۳ آذر ۴۳ با تاسیس کتابخانه ای در انبار یک مدرسه قدیمی در باغ شاه شروع می شود کانون با هدف ایجاد زمینه های گسترش فرهنگ مطالعه و تولید کتاب مناسب برای کودکان و نوجوانان ایجاد می شود ، ابتدا کتابخانه ای در پارک لاله ( پارک فرح سابق ) تاسیس می شود کتابخانه های بعدی نیز بر اساس الگوی کتابخانه های کودک و نوجوانان کشور فرانسه تاسیس می شود ، کانون با حضور روشنفکران دگر اندیشی چون فیروز شیروانلو ، لیلی امیر ارجمند آغاز به کار می کند به مرور هنرمندانی چون فرشید مثقالی و عباس کیارستمی، نور الدین زرین کلک به دعوت فیروز شیروانلو به کانون می پیوندند ، اولین پوستر های کانون پوستر های سیرک مسکو است این سیرک در سال ۴۸ به ابتکار شیروانلو با هدف جمع آوری منابع مالی برای تاسیس بخشهای چون مرکز سینمایی و گرافیک به اجرای برنامه می پردازد . پوستر های این رویداد را طراحانی چون عباس کیارستمی ، نیکزاد نجومی طراحی می کنند . به مرور با گسترش تولیدات کانون و نیاز برای طراحی پوستر ، جلد و تصویر سازی کتاب و ... مرکز گرافیک کانون با حضور مصطفی اوجی ، محمد رضا عدنانی و به مدیریت فرشید مثقالی ۲ در سال ۱۳۵۰ تاسیس می شود . کانون در طول فعالیت خود از حضور طراحانی چون : علی اکبر صادقی ، هوشنگ محمدیان ، مرتضی ممیز ، سودابه آگاه ، نفیسه ریاحی ، ابراهیم حقیقی ، محمد رضا دادگر ، پرویز محلاتی ، ابوالفضل همتی آهویی و بسیاری از طراحان پوستر پر آوازه دیگر بهره می گیرد . با وقوع انقلاب اسلامی در حالی که صحبت هایی از انحلال کانون در میان بود ، کمال خرازی با در خواست از شورای انقلاب ادامه فعالیتهای کانون را خواستار می شود . کانون از سال ۱۳۵۸ با اساسنامه تازه همچنان به کار خود ادامه می دهد ، تغیر پیاپی مدیران کانون و بخش گرافیک آن پس از انقلاب باعث می شود کانون نتواند به دوران اوج و شکوفایی خود باز گردد .
ادامه مطلب |
||||||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 12:2 توسط آرش تنهایی
|
|
||||||
|
|
|
|
|
پوستر تئاتر شروع نمایش است؛ گفتــــگو با آرش تنــهایی آرش تنهایی متولد ۱۳۶۰ در تهران است ، فارغ التحصیل دانشکده هنر های زیبا و از سال ۱۳۸۰ در حوزه طراحی پوستر و طراحی جلد کتاب فعالیت می کند ، او شرکت در بیش از سی نمایشگاه گرافیک و نقاشی ، همچنین دبیری نمایشگاه بیست و پنج سال پوستر تئاتر را در کارنامه کار خود دارد. کتاب پنجاه پوستر از ده طراح گرافیک کتابی است از آثار ده طراح گرافیک که همراه با مجید کاشانی آن را گرد آوری کرده اند ، گفتگوی حاضر به بهانه انتشار این کتاب از نظر می گذرد . سعید باباوند
من فکر می کنم نمایشگاه و کتاب پنجاه پوستر تئاتر یک قطعه از پازلی است که تو مدتهاست ساختن آن را با نوشتن مقالات و جستجوی تاریخ گرافیک شروع کرده ای ؟به نوعی می تواند قسمتی از آن پازل باشد چرا که جستجو برای یافتن شاخه های مختلف گرافیک و ثبت تاریخی آن همیشه برای من مهم بوده و این نمایشگاه می تواند بخش کوچکی از این تلاش باشد ، اما این نمایشگاه مستقیما چنین هدفی را دنبال نمی کرد ، من و مجید کاشانی در نظر داشتیم با گرد آوری این کتاب فاصله ای که میان کارگردان های تئاتر و طراحان پوستری که پوستر تئاتر از دغدغه های اصلی شان بود را پر کنیم و این شاید با یک تیر دو نشان را زدن بود . آیا فکر نمی کنی کارگردانهای تئاتر طراحان این کتاب را می شناسند ، که به آنها سفارش داده اند ؟ ایا این یک دور باطل نبود ؟ من این طور فکر نمی کنم به شخصه به عنوان طراحی که بیش از بیست پوستر تئاتر طراحی کرده بار ها شاهد بوده ام که کارگردانهای قصد سفارش پوستر به من داشته اند بسیاری از پوستر های من را ندیده بودند ، گرچه دوستان دیگر شهرت بیشتری دارند اما فکر نمی کنم ، خانواده تئاتر شناخت زیادی ازتوانایی ها و بضاعت خانواده طراحان گرافیک داشته باشد. بارها از دوستان تئاتری ام شنیده ام که جز مرتضی ممیز، قباد شیوا، ابراهیم حقیقی و حسین خسرو جردی طراحان دیگری را نمی شناسند. شاید اینطور نتیجه گیری کرد که چون این پوستر ها در سطح شهر کمتر به نمایش در می آیند و کارکردی تزیینی پیدا کرده اند ، از این رو این شناخت کمتر وجود دارد ؟ متاسفانه تا حدود زیادی این حرف درست است ، کلان شهری مثل تهران جای برای نصب پوستر ندارد ، پوستر هایی که در سطح شهر دیده می شوند محدود شده اند به پوستر هایی چون کلاس های کنکور ، آموزشگاه ها و خدمات شهری که فکر می کم در مکانهای غیر قانونی و غیر مجاز نصب می شوند ، متاسفانه شهر ما جایی برای نصب قانونی یک پوستر فرهنگی چون تئاتر ، موسیقی و نمایشگاه نقاشی ندارد ، به جر تعدادی از کتابفروشی ها ، کافه ها و فروشگاه هایی در حول حوش میدان انقلاب تا چهار راه ولی عصر (عج) که به خاطر علاقه و دغدغه های فرهنگی که دارند اجازه می دهند پوستر های از این دست بر درب یا شیشه مغازه شان نصب شود جای دیگری برای نمایش ندارند ، این انتقاد بزرگی است که من به این شهر و مدیریت شهری آن دارم . اما اینکه چرا کارگردانها طراحان پوستر را نمی شناسند یا به آنها سفارش نمی دهند بحث دیگری است ، متاسفانه برخی از کارگردانهای تئاتر پوستر را جدی نمی گیرند ، پوستر برای آنها مقوله مهم و حائز اهمیتی نیست ، من بارها شاهد بوده ام که یک کارگردان با چه وسواس و دقتی بازیگر های نمایش خود را انتخاب می کند ، اگر این دقت در مورد طراح پوستر صورت می گرفت وضعیت پوستر های تئاتر کمی به سامان تر بود . با توجه به طراحی پوستر تئاتر و گرد آوری این مجموعه، پوستر تئاتر چه متدی و چه تفاوت هایی با دیگر پوستر ها دارد ؟ خوشبختانه هنوز پوستر هایی تئاتر را کارگردانها سفارش می دهند ، و چون پوستر های فیلم این مساله به دست تهیه کنندگان نیفتاده است ، از این رو فاجعه ای که بر سر پوستر های فیلم آمد بر سر پوستر های تئاتر نخواهد آمد . در پوستر تئاتر با یک سفارش دهنده آگاه روبرو هستیم که انتظار دارد پیام اثرش را به مخاطب منتقل کنیم ، ماهیت پوستر تئاتر روایت گری است ، کمتر پوستر تئاتری دیده ام که به اندازه یک پوستر موسیقی و یا پوستر نمایشگاه نقاشی انتزاعی باشد ، نمی خواهم نسخه کلی بپیچم ، برخی ممکن است پوستر تئاتر را پوستری لوکس تزئینی و بی تاثیر در جذب مخاطب ببینند ، اما من اینطور فکر نمی کنم ؛ پوستر تئاتر شروع نمایش است و دریچه ای برای راه یافتن به دنیای یک اجرا . برگردیم بر سر بحث تاریخ گرافیک سال قبل یا دو سال قبل دبیری نمایشگاه بیست و پنج سال پوستر تئاتر را بر عهده داشتی ، به خاطر دارم آثار زیادی از پوستر های تئاتر را جمع آوری شد برسر آن نمایشگاه چه آمد ؟ سال۱۳۸۶ با عنوان مدیر هنری به جشنواره تئاتر فجر رفتم ، ولی پس از مدتی ولی احساس کردم با مسیر پر پیچ و خم و نا همواری مواجه ام ، که برداشتن این موانع از توان من خارج است، در این حین پیشنهاد برگزاری نمایشگاه بیست و پنج سال پوستر تئاتر با استقبال دکتر سرسنگی دبیر جشنواره روبرو شد ، در آن نمایشگاه چیزی در حدود ۷۰۰ پوستر جمع آوری شد که بخش عمده آن بی شک در معرض نابودی بود ، و در این نمایشگاه برای اولین بار به نمایش در آمد ؛ نمایشگاه برگزار شد ، اما نه جوایز برگزیدگان اهدا شد و نه حق الزحمه داوران و... کتابی هم که قرار بود منتشر شود هیچگاه منتشر نشد . اکنون دو سال پس از آن ماجرا من همچنان به گرد آوری آن پوستر ها ادامه می دهم و ماحصل مجموعه ای شده است از پوستر های تئاتر ایران در دوران های مختلف ، ولی به علت هجم کار، رنگی بودن پوستر ها و ... انتشار این مجموعه در توان هر ناشری نیست . با توجه به مقالات و نوشته هایی که در زمینه تاریخ پوسترهای تئاتر منتشر کرده بودی، جای خالی چنین مقاله یا مقدمه ای دراین کتاب را چگونه توجیح می کنید؟ احساس من این بود که این کتاب حاصل کار گروهی ده طراح ، از جمله من و مجید کاشانی بود که گرد آوری آین مجموعه را به عهده داشتیم شاید این کتاب محل مناسبی برای ارائه پژوهش و مقاله های شخصی من نبود ، جای چنین کاری را در یک کتاب پژوهشی با رویکرد تاریخی خالی می بینم به عنوان یک طراح و در عین حال پژوهشگر تاریخ گرافیک؛ مطالعه و بررسی تاریخ گرافیک چه تاثیری بر شما و آثار تان گذاشته است ؟ از عنوان هایی که مطرح کردید ،میترسم یاد ممیز می افتم که عده ای به او می گفتند پدر گرافیک ایران ،عده ای هم می گفتند فرزند گرافیک ایران و از این نام ها فرار می کردو کار خودش را می کرد . فقط من یک طراح گرافیک هستم ، تعدادی هم مقاله و کار پژوهشی انجام داده ام ، متاسفانه من یک پژوهشگر حرفه ای نیستم ، اصلا هم قصد شکسته نفسی و تعارف ندارم به نظرم ما هنوز پژوهشگر و منتقد حرفه ای در عرصه گرافیک نداریم ، که از این طریق امرار معا ش کند ، ما افرادی هستیم که علاقه مند به پژوهش ، متاسفانه مفهوم کلمه حرفه ای در جامعه ما به اشتباه ، کسی شده که کار خود را به خوبی انجام می دهد ، اما حرفه ای یعنی کسی که از طریق این حرفه امرار معاش کند ، تا زمانی که من نتوانم از طریق حق التالیف کتابها و مقالاتی که می نویسم زندگی کنم خودم را یک آماتور و یک علاقه مند می دانم . اما در جواب باید بگویم دانایی به مسیر طی شده تاریخی در هر رشته ای از علم یا هنر برای هر کسی مفید است ، ما تاریخ را می خوانیم تا از تجربه های تلخ پرهیز کنیم و یا تجربه های شیرین آن را مزمزه کنیم ، متاسفانه چون تاریخ مکتوبی در حوزه گرافیک نداریم ، امکان این استفاده برای همه آفراد جمعه گرافیک ما وجود ندارد ، من راه حلها ، چالشها یی که طراحان گرافیک با آن روبرو شده اند را شنیده ، دیده وخوانده و بررسی کرده ام ، بی شک چیزهای بسیاری از آنها آموخته ام امیدوارم روزی بتوانم این لذت را با دیگر همکاران ام تقسیم کنم ، گرچه به صورت محدود این کار را در مصاحبه هایم با پیشگامان گرافیک ایران و مقالات و نوشته هایم انجام می دهم. سه شنبه ۲۳ تير ۱۳۸۸ ۱۳:۱۵:۳۲ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 15:23 توسط آرش تنهایی
|
|
||
|
|
|
|||
|
یـــار در خانه؛ گذری بر بود و نبود تاریــــــخ گرافیـــــــک در ایران می گوید گرافیک ما تاریخی ندارد می گویم ما حافظه تاریخی نداریم می گوید گرافیک ما وارداتی است می گویم تخت جمشید هم وارداتی است می گوید ... خنده ام می گیرد به یاد حرفی از شاملو می افتم که می گفت شبیه این است که بگوییم مرلین مونرو بازیگر هالیوود غلامی است سیه چرده . فکر می کنم و می گوییم تا کی باید ما توضیح واضحات بدهیم و بر چیز های واضح و مبرهن دلیل اقامه کنیم ، اما انگار باید دلیل اقامه کرد.
کلید واژه ها { تاریخ گرافیک در ایران ، تاریخ پوستر ، طرح جلد کتاب ، صادق بریرانی ، علی اصغر محتاج ، محمد بهرامی ، پرویز ایزد پناه ، عباس کیارستمی ، قباد شیوا ، علی اکبر صادقی }
ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 15:37 توسط آرش تنهایی
|
|
||||
|
|
|
|||
|
گفتگو با مجیـــد بلـــوچ این مطلب پیش از این در جهت اطلاع منتشر شده است مجید بلوچ متولد ۱۳۱۶ تهران . کارشناس جامعه شناسی از دانشگاه تهران ، از نسل دوم طراحان گرافیک ایران است ،گرافیک را خود آموخته است و از سال ۱۳۳۸ تا به امروز بی هیچ ادعایی به فعالیت حرفه ای در زمینه طراحی گرافیک اشتغال دارد ، به گفته زنده یاد ممیز زمانی که بسیاری از طراحان پیشه های دیگری را تجربه کرده اند او همچنان کار گرافیک انجام می داد ، نام او در کنار نام پر آوازه ترین آژانس های تبلیغاتی ایران چون ، یونیورسال ، کانون آگهی زیبا ، سازمان آوازه ، کاسپین و ... دیده می شود ، در سال ۱۳۴۳ برنده مدال نقره از جشنواره پوستر های تبلیغاتی در نیویورک و ... . متاسفانه کم توجهی به گرافیک تبلیغاتی شامل آثار درخشان او نیز شده ، مجید بلوچ کمتر اهل نمایش دادن خود و آثارش است ، مسئول کمیته موزه انجمن صنفی طراحان گرافیک امروز در دهه هفتم زندگی اش ، با نشاط تر از هر جوانی ، در آرزوی اینکه گرافیک ایران روزی صاحب موزه شود می کوشد . چه شد که به هنر علاقه مند شدید آغاز این مسیر از کجا شروع شد ؟ سال اول دبیرستان( سیکل دوم ) معلم هنر ما آقای شیبانی بود که از نقاشان به نام روزگار ماست . سال سوم آقای جلیل ضیاپور استادمان بود که برایمان شوق بر انگیز بودند . او همیشه می گفت تمام کتابها ی هنر راباید دور بریزید ، باید فکر کنید ، تصور کنید و بعد بکشید . روز اولی که سر کلاس آمد گفت کفشهایتان را در بیاورید و بگذارید روی میز . همه ی بچه ها یک لنگه از کفشهای کهنه و پاره شان را روی میز گذاشتند ، او گفت حالا بکشید. یک روز هم پای تخته رفت و دایره ای کشید و گفت فرض کنید این یک گلوله برف است و شما باید فیگور شخصی را بکشید که این گلوله برف سنگین رااز سربالایی بالا می برد. روزی هم آقای ضیاپور ما را به منزلش دعوت کرد . وقتی به منزل ایشان رفتیم جلوی درب منزلش زنگ شتری آویزان کرده بود که با ورود ما آن را به صدا در آورد و حس ورود پهلوانان به زورخانه را در ما بر انگیخت. او این چنین به ما احترام گذاشت و این گونه روی ما تأثیر گذاشت. درآن سالها در کمبود منابع و اطلاعات جالب است بدانم چه کتاب هایی می خواندید؟ چون کتاب زیادی در بازار نبود ما به خیابان منوچهری می رفتیم و پس از کلی ورق زدن همه ی کتابها ، کتابهای قدیمی روسی را که نسبتاً قیمت های مناسب تری هم داشتند را می خریدیم. کار چه کسانی را می پسندیدید؟ کتابهای یک نقاش روسی به نام "ری پین"را می گرفتم و خیلی هم کارهایش را دوست داشتم .رنگ گذاری های زیبایی داشت.
ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 3:29 توسط آرش تنهایی
|
|
||||
|
|
|
|||
|
پنجاه پوستر تئاتر از ده طراح گرافیک ایران
در این نمایشگاه آثاری از فرزاد ادیبی، امیر اسمی، پیمان پورحسین، آرش تنهایی، مهدی فاتحی، علیرضا فانی، فرهاد فزونی، امیر علی قاسمی، مجید کاشانی و هومن مرتضوی به نمایش در خواهد آمد. این آثار به بهانه ی انتشار کتاب "پنجاه پوستر تئاتر از ده طراح گرافیک ایران" از روز چهارشنبه ۹ اردیبهشت ماه ۸۸ به نمایش در می آیند و نمایشگاه به مدت ۱۲ روز دایر خواهد بود.نمایشگاه "۵۰ پوستر تئاتر از ۱۰ طراح" با مقدمه قباد شیوا و رضا کیانیان به کوشش آرش تنهایی و مجید کاشانی و با حمایت جشنواره تئاتر دانشگاهی ، شرکت فانوس هنر ، کانون تبلیغاتی کلید رسانه ، نشر هونیا و مجله الکترونیکی رنگ برگزار می شود . "تالار مولوی" در میدان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر واقع شده است. |
||||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 16:14 توسط آرش تنهایی
|
|
||||
|
|
|
|||||
گفتگــــو با بهـــزاد حـــاتمقرار است در هر شماره مجله تندیس گفتگو و مطلبی پیرامون طراحان گرافیک ایران داشته باشم .این گفتگو همرا ه با آثاری از بهزاد حاتم در شماره صدو چهل و شش مجله تندیس منتشر شدآرش تنهایی: کتاب تالار رودکی با پنجاه پوستر بیشتر شبیه یک گنج است تا کتاب، کتابی نایاب با کاغذ و چاپی مرغوب که پوستر های تالار رودکی در فاصله سالهای ۱۳۴۶ تا۱۳۵۶ را که توسط اقایان صادق بریرانی و بهزاد حاتم طراحی شده نمایش می دهد ، هنوز پس از گذشت سالها بیننده امروزی را به وجد می آورد ، و با نگاهی موشکافانه تر می توان آن پوستر ها را از اوج های پوستر های نمایش ( تئاتر ، اپرا، باله ) بر شمرد - اما دریغ و صد افسوس که نبود حافظه تاریخی ما شامل گرافیک نیز می شود ، و بسیاری از طراحان جوان ما با بخشهایی از تاریخ گرافیک خود آشنایی ندارند – پوستر های تالار رودکی آغاز آشنایی با بهزاد حاتم شد . پس از مدتها پزوهشگر و منتقدی کار بلد را یافتم که در مجله رودگی قلم می زد و باورش برایم سخت بود که این همان بهزاد حاتم باشد . بهزاد حاتم را پس از چند گفتگوی تلفنی در شب افتتاح گالری اش و نمایشگاه گوش ون گوگ دیدم ، نمایشگاه موفقی که کمتر از اهمیتش در داخل به آن پرداخته شد ، دلم می خواست با او در باره نقد هنری در ایران ، مجله رودکی و موضوعات بسیاری صحبت کنم اما مجال اندک بود و گفتگو در باب پوستر های او گذشت . شروع كار هنري بهزاد حاتم از كجا بود؟ از بچگي ميدانستم كه هنرمند خواهم شد. در دوران نوجواني نقاشي ميكردم و حالا كه به ياد مياورم ميبينم چه پيشرو بودم. مثلا در ۱۶ سالگي room installation درست ميكردم. به تدريج متوجه هنر گرافيك شدم و در همان زمان مجلههاي گرافيك خارجي به دستم رسيد و در واقع با آنها به خودم گرافيك را آموختم. بعد از آن بود كه به دانشكده هنرهاي زيبا رفتم ولي هرگز آنجا چيزي ياد نگرفتم. هم مكتب گريز بودم و هم با اولين پروژهاي كه كار كردم توي ذوقم خورد و حس كردم آنجا جاي نوآوري نيست. در همان روزها مجله رودكي راه افتاد كه من از اول با آن بودم. براي صفحه بندي مجله به دفتر مميز ـ كه با او و مثقالي از پيش آشنا بودم ـ ميرفتيم و آنجا اجراي كار گرافيك را ميديدم. اولين بار كي وسوسه شديد تا طراحي گرافيك را انجام دهيد؟ در واقع پيش از راه افتادن مجله رودكي شنيدم كه تالار رودكي براي معرفي چند برنامه يك بروشور لازم دارد. رئيس با فرهنگ روابط عمومي پذيرفت كه مرا بيازمايد. من براي اطلاع رساني برنامههاي سه گروه هنري – موريس بژار، آلوين نيكلايس و اركستر پاريس- كه در بهار ۱۳۵۰ در تالار رودكي اجرا شد، بروشوري طراحي كردم كه نخستين كاري بود كه از من چاپ شد.
ادامه مطلب |
||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:4 توسط آرش تنهایی
|
|
||||||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 22:44 توسط آرش تنهایی
|
|
||
|
|
|
|||||||||||
|
گـــــــــل و گلــــــــوله؛ نگاهی به پوستر های انقلاب در ایران این مطلب پش از این در نشریه جهت اطلاع و مجله رنگ انتشار یافته است آرش تنهایی
Info@arashtanhai.com
همزمان با جریان روشنگر های اواخر دوران قاجار و گسترش ارتباط با جهان خارج و شروع انتشار روزنامه های خواهان تجدد ، بارقه های تصاویر اجتماعی – سیاسی نخست به شکل کاریکاتور نمود پیدا می کند (۱)، تا سالها بعد از آن نیز کاریکاتور تنها شکل موجود گرافیک سیاسی در ایران است ، و گرافیک سیاسی به شکل پوستر به وجود نمی آید ، شاید یکی از علل را بتوان در نبود تحمل مخالفان در حاکمیت بر شمرد ، هرچند بررسی علل و آسیب شناسی عدم رشد این مقوله در این اندک نمی گنجد .
ادامه مطلب |
||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 1:17 توسط آرش تنهایی
|
|
||||||||||||