پیراهنی بر قامت تئاتر

گفت و گو با آرش تنهایی طراح ، پژوهشگر و مدرس گرافیک درباره پوستر تئاتر




پیراهنی بر قامت تئاتر
گفت و گو با آرش تنهایی طراح ، پژوهشگر و مدرس گرافیک درباره پوستر تئاترفرشید پارسی کیا
این متن پیش از این در شماره 103 ، 28 آبان 1390 هفته نامه ستاره صبح منتشرشده است.


آرش تنهایی متولد تهران، طراح ، پژوهشگر ومدرس گرافیک ،از موسسان انجمن طراحان پوسترخانه تئاتر، عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک و عضو انجمن هنرمندان نقاش ایران است . شرکت   در بیش از سی نمایشگاه گرافیک و نقاشی ، همچنین تالیف  چند مقاله و کتاب در حیطه گرافیک  را در کارنامه خود دارد، او از طراحانی است که خود را در آثارشان تکرار نمی کند و از اندک تاریخ نگاران گرافیک به حساب می آید که در نوشته هایش نگاهی ویژه به گرافیک نوین ایران داشته، در گفتگوی زیر پیرامون طراحی پوستر تئاتر با او به بحث نشسته ایم.

آقای تنهایی الان بیشتر مشغول چه کارهایی هستید؟

طراحی گرافیک، تدریس و پژوهش در گرافیک ایران، دغدغه های این روزهای مرا تشکیل می دهد که به توالی در حال انجام است. از سویی نیز در تدارک نمایشگاه و کتابی هستم که 10 سال کارهای گرافیک سالهای اخیرم را پوشش خواهد داد.

محوریت کتاب و نمایشگاه شما بر چه آثاری است؟

در ابتدا قصد داشتم پوستر ها و طرح جلدهای کتاب ها را به نمایش درآورم، اما بهتر دیدم در این کتاب پوسترها را به نمایش در آورم و در  فرصت دیگری جلد هایم را عرضه و منتشر کنم. این نمایشگاه در بر گیرنده ی پوسترهایی است که از سال 1380 تا کنون ساخته ام.
ادامه نوشته

کارنامه


آرش تنـهایی

www.arashtanhai.com   info@arashtanhai.com     پژوهشگر، مدرس و طراح گرافیک عضو هئیت مدیره  انجمن طرحان پوستر تئاتر    عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران    عضو انجمن هنرمندان نقاش ایران شرکت در  بیش از سی  نمایشگاه  گرافیک و نقاشی    شروع فعالیت حرفه ای در گرافیک  از 1380  

    
ادامه نوشته

نگاهی به تاریخ گرافیک در ایران

سخنرانی آرش تنهایی در دانشگاه هنر

پوستر این رویداد/ اثر: مهدی فاتحی









همزمان با هفته پژوهش، گروه ارتباط تصویری دانشکده هنر، دو سخنرانی با عناوین
"نگاهی به تاریخ گرافیک در ایران" و "نگاهی به آثار هوشنگ کاظمی" (موسس دانشکده هنرهای تزیینی) را برگزار می کند.
لازم به ذکر است که سخنرانی های مذکور توسط آرش
تنهایی طراح و پژوهشگر گرافیک در روز دوشنبه مورخ ششم دی ماه جاری و در ساعت های ۱۶-۱۴و ۱۶-۱۸ در محل دانشگاه هنر، ساختمان مرکزی، تالار جان بزرگی برگزار خواهد شد.
ورود عموم علاقه مندان  به دانشگاه در هفته پژوهش آزاد است.

جمعه ۳ دي ۱۳۸۹
۲۳:۱۲:۴۷

شکل گرایی، اطوارگرایی در آثار این نسل نمود پیدا می کند  


شکل گرایی، اطوارگرایی در آثار این نسل نمود پیدا می کند

سایه مهری - گفتگوی حاضر به بهانه پایان نامه کارشناسی ام در رشته گرافیک در خصوص نسل چهارم طراحان گرافیک ایران با آرش تنهایی صورت گرفته است .

  * نسل بندی در گرافیک را چگونه تعریف می کنید؟

مفهوم نسل در گرافیک ایران با نوشته آقای شیوا در مجله شارستان شروع شد و در انتقاد به این بود که آقای ممیز پدر گرافیک ایران است  یا نه و پدر بودن شاید به این معنا بود که این آغازگر و نخستین است که  هرچند من هم خودم اعتقادی به این ندارم، درخیلی از رشته ها و مفاهیم و هنرها پدر الزاماً کسی نیست که آغازگر باشد.  لوترک را پدر پوستر می دانند  ولی قبل از لوترک طراحان بسیاری بودند که پوستر طراحی می کردند در واقع لوترک اعتلا دهنده پوستر بوده است.  و این مطلب اشاره به این دارد که قبل از ممیز طراحان بسیاری چون هوشنگ کاظمی و محمود جوادی پور بودند که فعالیت می کردند. ولی مطرح نمی شوند. آنچه که مسلم این است که قبل از ممیز نقاشان و طراحان گرافیک زیادی بودند که کار طراحی انجام می دادند. * فکر می کنم بعد از انتقاد آقای شیوا اصطلاح «پدر نبود اما پدری کرد» بسیار شایع شده است ؟

- حقیقت امر این است که خود ممیز اعتقادی به پدر بودن نداشت به طوری که در یکی از گفتگوهایش می گوید:" نه خاله ام، نه عمه. در این عرصه فقط یک تلاشگر هستم". این تفکر جامعه ایرانی است که همیشه خواهان قهرمان است. بگذریم- این نسل بندی مطرح شد تا طراحان قبل از ممیز هم فراموش نشوند. اصولاً ما فرهنگ مکتوب خفیف تری نسبت به فرهنگ شفاهی  مان داریم و این قضیه درخود گرافیک بسیار به چشم می آید و تاریخ گرافیک و نسل بندی گرافیک به صورت مکتوب صورت نگرفته و ما نمی توانیم به یک نوشته و یک منبع مکتوب تاکید کنیم. زمانی که  در سایت گرته قصد داشتیم در پروژه ای نسل اول طراحان را بررسی کنیم احساس کردیم بهتر است  عنوان کنیم طراحان گرافیک ایران از 1300 الی 1335  و از واژا نسل بپرهزیم . اصولا نسل بیانگر چیست ؟  نسل می تواند بیانگر یک دوره با یک سری رفتار و عادات باشد.و تفاوت نسل ها بیشتر تفاوت در خواستگاه نسلهاست. اما زمان- سن و گذر تاریخ است که نسل ها رامشخص می کند. مثل نسل انقلاب- نسل جنگ. و نهایتاً ما به جایی رسیدیم که عنوان کردیم گرافیک ایران در دوره قاجار- در دوره پهلوی اول- دوم و ... اما درست تر این است که هر مفهومی را با ارزش های خود آن بسنجیم. یعنی به جای اینکه گرافیک را بخواهیم با تفاقات تاریخی یا با حکومتها تقسیم بندی تقسیم بندی کنیم ، با اتفاقهایی که در گرافیک افتاده تقسیم بندی کنیم. *

به نظر شما این تقسیم بندیها برای گرافیک ما چگونه شکل می گیرد؟

-  اصولا ترجیح می دهم  یک دیدگاه به صورت  مکتوب ارائه شود تا به صورت گفتگو. اما باید بگویم که یک سری طراحان ما نقاش و نگارگر هستند و برآیند نقاشی های آنهاست که به صورت کار گرافیک می بینم مثل اجاقیان- مثل  برادران سارواریان، مثل میشا  گراگوسیان که پوسترهای سینمایی طراحی می کرد ، تجویدی های پدر و پسر که نگارگر بودند ولی جلد می ساختند و بعد تا آخر که می رسد به آقای بهرامی و زنده یاد بیوک احمری  اینها کسانی هستند که بر اساس تحصیلات آکادمیک کار نمی کنند اصولا اینها نقاشانی هستند که کار گرافیک می کنند و من این گروه را نسل اول می دانم. * آیا خودشان می دانستند که کارشان به عنوان گرافیک مطرح میشود؟ - نه فکر کنم آن زمان تحت عنوان «نقاش رکلام» معرفی می شدند  و بعد می گفتند نقاش تبلیغاتی و .... البته هنوز  تا سال 40  صحبتی از گرافیک نبود، حتی تصویرسازی مجلات که کار میشد آقای بهرامی می گفتند من سیاه قلم کار می کردم و بعدا گفتند گرافیک.

ادامه نوشته

سری گفتگوها با طراحان گرافیک | آرش تنهایی |

 


گفتگوها با | آرش تنهایی |

   به کوشش شهاب سیاوش . زمستان 1388

در این سری گفتگوها با طراحان گرافیک ایران، سعی می کنیم فضایی صمیمانه و دوستانه ایجاد کنیم و زیاد درگیر مسایل حرفه‌ای و مشکلات گرافیک ایران نشویم و نمایی شخصی و نزدیک از شخص "گفتگوشونده" به دیگر طراحان گرافیک ارائه کنیم. ایده این گفتگو از بخش "تازه چه خبر؟" سایت پرشین کارتون گرفته شده، با تغییراتی بیشتر. در پاسخ ها هیچ گونه حذف و اضافه ای نخواهید دید


 آرش تنهایی طراح گرافیك، متولد تهران ۱۳۶۰. در هنرستان مالك اشتر كاردانی گرفیك خوانده‌ام و در رشته تئاتر از دانشكده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شده‌ام، به طراحی گرافیك ؛ نقاشی  و در كنار آن به تدریس و نحقیق و نگارش مقاله می‌پردازم. اختیاری: اگر تمایل دارید محل سکونت و شغل فعلی تان را نیز ذکر کنید. تهران/ طراح گرافیك  و مدرس
 
ادامه نوشته

پوستر آغاز نمایش است و دریچه ای به یک اجرا

پوستر تئاتر شروع نمایش است؛

گفتــــگو با آرش تنــهایی


آرش تنهایی  متولد ۱۳۶۰ در تهران است ، فارغ التحصیل دانشکده هنر های زیبا و از سال ۱۳۸۰ در حوزه طراحی پوستر و طراحی جلد کتاب فعالیت می کند ، او شرکت در بیش از سی نمایشگاه گرافیک و نقاشی   ،  همچنین  دبیری نمایشگاه بیست و پنج سال پوستر تئاتر را در کارنامه  کار خود دارد. کتاب پنجاه پوستر از ده طراح گرافیک کتابی است از آثار ده طراح گرافیک که  همراه  با مجید کاشانی آن را گرد آوری کرده اند ، گفتگوی حاضر به بهانه انتشار این کتاب  از نظر می گذرد .   

                                                                                                                                                               سعید باباوند


من فکر می کنم نمایشگاه  و کتاب پنجاه پوستر تئاتر یک قطعه از پازلی است که تو مدتهاست ساختن آن را با نوشتن مقالات و جستجوی تاریخ گرافیک  شروع کرده ای ؟
به نوعی می تواند قسمتی از آن پازل باشد چرا  که جستجو برای یافتن شاخه های مختلف گرافیک و ثبت تاریخی آن  همیشه برای من مهم بوده  و این نمایشگاه می تواند بخش کوچکی از این تلاش باشد  ، اما  این نمایشگاه  مستقیما چنین هدفی را دنبال نمی کرد ،  من و مجید کاشانی در نظر داشتیم با گرد آوری این  کتاب فاصله ای که میان کارگردان های تئاتر و طراحان پوستری که  پوستر تئاتر از دغدغه های اصلی شان بود را پر کنیم  و این  شاید با یک تیر دو نشان را زدن بود .

آیا فکر نمی کنی کارگردانهای تئاتر  طراحان این کتاب را می شناسند ، که به آنها سفارش داده اند ؟ ایا این یک دور باطل نبود ؟
 من این طور فکر نمی کنم به شخصه به عنوان طراحی که بیش از بیست پوستر تئاتر طراحی کرده بار ها شاهد بوده ام که کارگردانهای قصد سفارش پوستر به من داشته اند بسیاری از پوستر های من را ندیده بودند ، گرچه دوستان دیگر شهرت بیشتری دارند اما فکر نمی کنم  ، خانواده تئاتر شناخت زیادی ازتوانایی ها و بضاعت  خانواده طراحان گرافیک داشته باشد.  بارها از دوستان تئاتری ام شنیده ام که جز مرتضی ممیز، قباد شیوا،  ابراهیم حقیقی و حسین خسرو جردی طراحان دیگری را  نمی شناسند.

شاید اینطور نتیجه گیری کرد  که چون این پوستر ها در سطح شهر کمتر به نمایش در می آیند و کارکردی تزیینی پیدا کرده اند ، از این رو این شناخت کمتر وجود دارد ؟
 متاسفانه تا حدود زیادی این حرف درست است ، کلان شهری مثل تهران جای برای نصب پوستر ندارد  ، پوستر هایی که در سطح شهر دیده می شوند محدود شده  اند به پوستر هایی چون  کلاس های کنکور ، آموزشگاه ها و خدمات شهری که فکر می کم در مکانهای غیر قانونی و غیر مجاز نصب می شوند ، متاسفانه شهر ما جایی برای نصب قانونی یک پوستر فرهنگی چون تئاتر ، موسیقی و نمایشگاه نقاشی  ندارد ، به جر تعدادی از کتابفروشی ها ، کافه ها و فروشگاه هایی در حول حوش میدان انقلاب تا چهار راه ولی عصر (عج) که به خاطر علاقه و دغدغه های فرهنگی که دارند اجازه می دهند پوستر های از این دست  بر درب یا شیشه مغازه شان نصب شود جای دیگری برای نمایش ندارند ، این انتقاد بزرگی است که من به این شهر و مدیریت شهری آن دارم .
 اما اینکه چرا کارگردانها طراحان پوستر را نمی شناسند یا به آنها سفارش نمی دهند بحث دیگری است ، متاسفانه برخی از کارگردانهای تئاتر پوستر را جدی نمی گیرند ، پوستر برای آنها مقوله مهم و حائز اهمیتی نیست ، من بارها شاهد بوده ام که یک کارگردان با چه وسواس و دقتی بازیگر های نمایش خود را انتخاب می کند ،  اگر این دقت در مورد طراح پوستر صورت می گرفت وضعیت پوستر های تئاتر کمی به سامان تر بود .

با توجه به طراحی پوستر تئاتر و گرد آوری این مجموعه،  پوستر تئاتر  چه متدی و چه تفاوت هایی با دیگر پوستر ها دارد ؟

خوشبختانه هنوز پوستر هایی تئاتر را کارگردانها سفارش می دهند ، و چون پوستر های فیلم  این مساله به دست تهیه کنندگان نیفتاده است ، از این رو  فاجعه ای که بر سر پوستر های فیلم آمد بر سر پوستر های  تئاتر نخواهد آمد .  در پوستر تئاتر با یک سفارش دهنده آگاه روبرو هستیم که انتظار دارد پیام اثرش را به مخاطب منتقل کنیم ، ماهیت پوستر تئاتر روایت گری است ، کمتر پوستر تئاتری دیده ام که به اندازه یک پوستر موسیقی و یا پوستر نمایشگاه نقاشی انتزاعی باشد ، نمی خواهم نسخه کلی بپیچم ، برخی ممکن است پوستر تئاتر را پوستری لوکس تزئینی و بی تاثیر در جذب مخاطب ببینند ، اما من اینطور فکر نمی کنم ؛  پوستر تئاتر شروع نمایش است و دریچه ای برای راه یافتن به دنیای یک اجرا .

برگردیم بر سر بحث تاریخ گرافیک سال قبل یا دو سال قبل دبیری  نمایشگاه بیست و پنج سال پوستر تئاتر را بر عهده داشتی ، به خاطر دارم  آثار زیادی از پوستر های تئاتر را جمع آوری شد برسر آن نمایشگاه چه آمد ؟
  سال۱۳۸۶  با عنوان مدیر هنری به جشنواره تئاتر فجر رفتم ، ولی  پس از مدتی   ولی احساس کردم  با مسیر پر پیچ و خم و نا همواری مواجه ام  ،  که برداشتن این موانع از توان من خارج است،  در این حین  پیشنهاد برگزاری نمایشگاه بیست و پنج سال پوستر تئاتر با استقبال دکتر سرسنگی دبیر جشنواره روبرو شد ، در آن نمایشگاه  چیزی در حدود ۷۰۰ پوستر جمع آوری شد که بخش عمده آن  بی شک در معرض نابودی بود  ، و در این نمایشگاه برای اولین بار به نمایش در آمد  ؛  نمایشگاه برگزار شد ، اما نه جوایز برگزیدگان اهدا شد و نه حق الزحمه داوران و...  کتابی هم که قرار بود  منتشر شود هیچگاه  منتشر نشد . اکنون دو سال پس از آن ماجرا من همچنان  به گرد آوری آن پوستر ها ادامه می دهم  و ماحصل مجموعه ای شده است  از پوستر های تئاتر ایران در دوران های مختلف  ، ولی  به علت هجم کار،  رنگی بودن پوستر ها و  ... انتشار این مجموعه در توان هر ناشری نیست .

با توجه به مقالات و نوشته هایی که در زمینه تاریخ پوسترهای تئاتر منتشر کرده بودی، جای خالی چنین مقاله یا مقدمه ای دراین  کتاب  را چگونه توجیح می کنید؟
احساس من این بود که این کتاب حاصل کار گروهی ده طراح  ، از جمله من و مجید کاشانی بود که گرد آوری آین مجموعه را به عهده داشتیم
شاید این کتاب محل مناسبی برای ارائه پژوهش و مقاله های شخصی من نبود ، جای چنین کاری  را در یک کتاب پژوهشی با رویکرد تاریخی خالی می بینم
 
به عنوان یک طراح و در عین حال  پژوهشگر تاریخ گرافیک؛ مطالعه و بررسی تاریخ گرافیک چه تاثیری بر شما و آثار تان گذاشته است ؟  
از عنوان هایی که مطرح کردید ،میترسم یاد ممیز می افتم که عده ای به او می گفتند پدر گرافیک ایران ،عده ای هم می گفتند فرزند گرافیک ایران  و از این نام ها فرار می کردو کار خودش را می کرد  .  فقط من یک طراح گرافیک هستم  ، تعدادی هم مقاله و کار پژوهشی انجام داده ام ، متاسفانه من یک پژوهشگر حرفه ای نیستم ، اصلا هم قصد شکسته نفسی و تعارف ندارم  به نظرم ما هنوز پژوهشگر و منتقد حرفه ای در عرصه گرافیک نداریم ،  که از این طریق امرار معا ش کند ، ما افرادی هستیم که  علاقه مند  به پژوهش  ، متاسفانه مفهوم کلمه حرفه ای در جامعه ما به اشتباه ،  کسی شده که کار خود را به خوبی انجام می دهد ، اما  حرفه ای یعنی کسی که از طریق این حرفه امرار معاش کند ، تا زمانی که من نتوانم از طریق  حق التالیف  کتابها و مقالاتی که می نویسم  زندگی  کنم خودم را  یک آماتور و یک علاقه مند می دانم  . اما در جواب باید بگویم  دانایی به مسیر طی شده تاریخی در هر رشته ای از علم یا هنر برای هر کسی مفید است ، ما تاریخ را می خوانیم تا از تجربه های تلخ پرهیز کنیم و یا تجربه های شیرین آن را مزمزه کنیم ، متاسفانه چون تاریخ مکتوبی در حوزه گرافیک نداریم ، امکان این استفاده برای همه آفراد جمعه گرافیک ما وجود ندارد ، من راه حلها ،  چالشها یی که طراحان گرافیک با آن روبرو شده اند را شنیده ، دیده  وخوانده و بررسی کرده ام  ، بی شک چیزهای بسیاری از آنها آموخته ام  امیدوارم  روزی بتوانم  این لذت را با دیگر همکاران ام تقسیم کنم ، گرچه به صورت محدود این کار را در مصاحبه هایم با پیشگامان گرافیک ایران  و مقالات  و نوشته هایم انجام می دهم.

سه شنبه ۲۳ تير ۱۳۸۸
۱۳:۱۵:۳۲

پنجاه پوستر تئاتر از ده طراح گرافیک ایران

پنجاه پوستر تئاتر از ده طراح گرافیک ایران

پوستر نمایشگاه/ اثر: هومن مرتضوی
نمایشگاهی از پوستر های تئاتر  در تالار مولوی برپا می شود.
در این نمایشگاه آثاری از
فرزاد ادیبی، امیر اسمی، پیمان پورحسین، آرش تنهایی، مهدی فاتحی، علیرضا فانی، فرهاد فزونی، امیر علی قاسمی، مجید کاشانی و هومن مرتضوی به نمایش در خواهد آمد.
این آثار به بهانه ی انتشار کتاب "پنجاه پوستر تئاتر از ده طراح گرافیک ایران"  از روز  چهارشنبه ۹ اردیبهشت ماه ۸۸ به نمایش در می آیند و نمایشگاه به مدت ۱۲ روز دایر خواهد بود.نمایشگاه "۵۰ پوستر تئاتر از ۱۰ طراح" با مقدمه قباد شیوا و رضا کیانیان  به کوشش آرش تنهایی و مجید کاشانی و با حمایت جشنواره تئاتر دانشگاهی ، شرکت فانوس هنر ، کانون تبلیغاتی کلید رسانه ، نشر هونیا و مجله الکترونیکی رنگ  برگزار می شود .
"تالار مولوی" در میدان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر واقع شده است.

آرش تنهایی از نگاه مهدی فرشید فر

 

آرش تنهــایی از نگاه مهدی فرشیــد فر

     این عکس رو دوست عکاس و هنرمند ام مهدی فرشید فر ، در اسفند 1387 از من گرفت 


پژوهش و تدوین مقاله و پایان نامه


پژوهـش و تدوین مقــاله و پایان نامه

شنبه 17 اسفند 1387 . ساعت16 نشست پژوهش و تدوین مقاله و پایان نامه با حضور آرش تنهایی

در آموزشگاه ویژه برگزار خواهد شد . شرکت در این نشست جهت علاقه منهدان و دانشجویان رایگان است .

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با آموزشگاه آزاد هنرهای تجسمی ویژه مدرسه حرفه ای تخصصی و تکمیلی گرافیک و ارتباطات در ایران به آدرس؛ خیابان خرمشهر،خیابان شهید عربعلی (نوبخت) ،کوچه سوم،شماره ۵ و یا با شماره تلفن و دورنگار:5-۸۸۷۳۳۶۷۴ تماس حاصل نمایید.


درباره‌ی نمایشگاه پوسترهای آرش تنهایی؛ نوشته صالح تسبیحی

یادداشتی کوتاه

"درباره اسبی سفیـــد که

دربرف سفیـــد گم می شود"

صالح تسبیحی

جمعه، 9 تیرماه 1385



چند وقت پیش در بام خانه هنرمندان،آن گوشه ،نمایشگاه پوسترهای " آرش تنهایی" برگزار شد ودلیل شد که یک نوشته ای حالا نوشته بشود راجع به گرافیک.
روی اعلامیه ای که برای نمایشگاه تعبیه شده بود جمله ای به چشم می خورد به این مضمون : "می خواستم مثل نان باشم".
در نگاه اول و برای آدم ناشناس، به نظر می رسید نمایشگاهی گروهی در کار است.رنگارنگی برخورد با کار و درنیافتن لهجه شخصی و نداشتن "فونت شخصی" و اینجورچیزها که این روزها بودنشان ارزش شده هم به هکذا.
اما از دیدی دیگر، کارهای "تنهایی" درمقابل شیوه گرایی منحطی که به جان گرافیست‌های همنسل من افتاده راهی دیگر درپیش گرفته.

طراح در ایجاد تیتر پوسترها و طراحی نامواره‌ی کارها ،جای آنکه به سمت و سوی خودخواهی پیش برود و سلیقه‌ی خود را به حروف لغزان فارسی تحمیل کند،کوشیده هر تیتر را با مضمون "همان اثر" هماهنگ کند.
و به درستی فهمیده جای ما، جای طراح در امضا محفوظ است.در روح پشت کارها نهفته و پیداست.

Poster: Arash Tanhaiاگر پرکار باشی و تلاش کنی کارهایت چاپ بشوند زیبا شناسی‌ات،همان لحن ولهجه شخصی ات خود به خود معلوم می شود.و البته پوستر نان است.
همه جوره همه جا می بینی اما نمی‌دانم طراح با دیدن نان پاره میان جوی هم لذت می برد؟

باری ،روح پشت کارها،چیزی است که پیشرو تر از " فونت شخصی" عمل می کند.تصویر – و نه تصویر بلکه همه چیزهایی که به آنها می گوییم هنر- روح دارند وجسم.حیاتی دو گانه دارند.در هم ریختن فونت ونامواره، که امروز باب دندان گرافیک ماست، بازی باجسم است. وامانده درگیر و دار وجوه ظاهری اثر.
طراح – هرکه باشد- پشت اثر محفوظ است.پاینده‌تر است که آدم با مطالعه نمایشنامه کرگدن‌ها و بعد کارکردن، اتمسفر دریافت‌های حسی خود را به شکل نشانه‌های تصویری بریزد.

ادامه نوشته

مصاحبه ام با سایت خانه هنرمندان .


 استفاده از تکنيک به فراخور موضوع

  گفت وگو با «آرش تنهایی»

1385-04-15 | 15:48:45

جواد قاسمی

نمايشگاه پوسترها و طراحي‌هاي جلد «آرش تنهایی» با عنوان «مي‌خواستم همچو نان باشم» چندي پيش دركارگاه تجربه‌ي خانه‌ي هنرمندان ايران برگزار شد. در اين نمايشگاه در حدود 30 اثر از آثار پنج سال گذشته‌ى تنهايي به نمايش گذاشته شد. گفت‌وگوی ما با آرش تنهایی را می‌خوانید .


- چرا مي‌خواستيد همچو نان باشيد؟!

اين جمله بيش از اين كه براي‌ام يك گزاره‌ي خبري باشد، گزاره‌اي بود كه به كشف‌هاي جديدي منجر شد. هر كس يك برداشتي داشت كه براي‌ام خيلي لذت بخش بود، اما آن چيزي كه براي خود من مهم بود يك شعر از نرودا است كه مي‌گويد مي‌خواستم همچونان باشم. يكي از شعرهاي مورد علاقه‌ي من است .

- موافقید که گرافيك ترجمه‌ي یک موضوع است به تصوير؟

ادامه نوشته