گفتگو با بهزاد حاتم
چه طور شد كه پوستر طراحي كرديد؟ اين اعتماد كه براي يكي از مهمترين مراكز فرهنگي آن روز پوستر طراحي كنيد چطور بوجود آمد؟
در تالار رودكي به تدريج طراحي بروشور همه برنامهها – يعني چهار پنج برنامه در هفته- به من سپرده شد. اولين بار رئيس انستيتو گوته كه بي آنكه مرا بشناسد از كار من خوشش آمده بود، طراحي پوستر براي يك جشنواره فيلمهاي آلماني كه در كانون فيلم به نمايش در ميآمد را به من سفارش داد. اين نخستين پوستري بود كه از من چاپ شد. به دنبال آن بود كه در تالار رودكي هم به تدريج طراحي پوسترها به من سپرده شد.
برخورد چطور بود؟ آيا فضاي كار براي انجام طراحي پوستر براي شما باز بود؟
مسلما باز بود. اگر نبود اين كارها نشده بود. در كنار آقاي بريراني كه سالها پوسترهاي تالار رودكي را طراحي كرده بودند به من هم ميدان داده شد و پس از مدتي همه كار را من ميكردم. هفتهاي يكي دو پوستر و چهار پنج بروشور.
در مجله رودكي ترجمه چندين مقاله و گفتگويي با لنيكا گرافيست پر آوازه لهستاني داريد. به نظر شما علت توجه طراحان ما به گرافيك بلوك شرق خصوصا لهستان در آن سالها چه بود چه بود؟
گرافيك لهستان بسيار قوي بود و در آن سالها در مجلههاي گرافيك بسيار ديده ميشد. نقش مميز را هم نبايد ناديده گرفت. كار او هم كه بيشتر ما از او ياد ميگرفتيم شبيه لهستانيها بود. طراحي لهستانيها بيشتر با ابزار ساده، دست و قلم و خط، بود و از تكنيكهايي كه نيازمند امكانات بيشتر بود و در چاپ هم مشكل ايجاد ميكرد كمتر استفاده ميكردند. اين با امكانات آن زمان ما هم همخواني داشت. در ضمن ما بيشتر در زمينه گرافيك فرهنگي كار ميكرديم و آنچه از لهستاني ها ميديديم هم بيشتر فرهنگي بود.
خب در آن زمان گرافيك آمريكا هم كسي مثل گليزر را دارد، چرا تاثير او كمتر است؟ اينكه اغلب روشنفكران ما در آن زمان گرايش چپ داشتند و ضد آمريكايي نگاه ميكردند را در اين جريان موثر نميدانيد؟
شايد حرف شما درست باشد اما از آنجا كه من گرايشي به سياست نداشتم، هرگز به اين مساله فكر نميكردم.
آيا درآمد پوستر به عنوان يك شغل زندگي شما را تامين ميكرد؟ رفاه مادي يك طراح چه تاثيري در كيفيت آثار او دارد؟
اگر من فقط كار گرافيك ميكردم باز هم درآمد خوبي داشتم چون بين سالهاي ۵۳ تا ۵۷ يكي از چهار طراح پركار آن دوره بودم. اما من آدم چندكارهاي بودم. هم يك كار مديريت فرهنگي داشتم، هم نويسنده مطبوعات بودم و هم چندين مجله طراحي ميكردم. آدم پر درآمدي بودم و هرگز سختي امرار معاش از راه هنر را نچشيدم.
پروسه طراحي يك پوستر براي شما چطور بود؟ شايد شنيدن آن براي طراحان نسل امروز جالب باشد.
همه كارهاي من نتيجه اولين ايدهايست كه به ذهنم آمده. هرگز ننشستهام و درباره آن فكر كنم. ايده كارهايي كه دوستشان دارم مثل يك جرقه آمده است. ضمن رانندگي يا فيلم تماشا كردن. هميشه هم نصفه شب به اجراي كار ميرسيدم.
نوع طراحي دستي شما و اينكه گمان ميكنم بيشتر كارهاي شما براي چاپ سيلك طراحي شده برايم جالب بود. آيا در كارهايتان شيوه خاصي را دنبال ميكرديد؟
البته تنها يكي دو كار من سيلك اسكرين چاپ شده و بقيه افست است. پسند من يك پسند مينيمال است. ايدهها برايم با شكلهاي ساده و رنگهاي كم ميآيند. پوسترهاي پركار و شلوغ هم دارم كه بيشترشان كارهاي بد من هستند. در كارهاي ساده بيشتر از رنگ مشكي و قرمز استفاده كردهام، بسيار ساده. از پايبندي به يك شيوه گريزان بودهام. هميشه تنوع را دوست دارم . البته الان كه به كارهايم نگاه ميكنم ميبينم دو شيوه در كارم غالب بوده است. يكي ساختن شكلها با پاره كردن و بريدن كاغذ و ديگري شابلون درست كردن و اسپري كردن رنگ. اين دو روش با كمترين مواد به سادهترين شكل ايده را بيان ميكند.
در طراحي پوسترهايتان بياني فرا منطقهاي و بعضا غربي داريد، تاكيد بر بيان بومي و منطقهاي يك اثر چقدر براي شما مهم بوده است؟ هرچند ميدانم خيلي از كارهاي شما براي سفارشي طراحي شده كه موضوعي غير ايراني دارد.
درست است. موضوع پوسترهاي من بيشتر غير ايرانيست و جايي براي استفاده از عنصرهاي ايراني ندارد. من فكر ميكردم بايد با پوستر خيلي سريع توجه بيننده را جلب كنم و فكر ميكردم يك چيز ساده مدرن بهتر اين كار را ميكند. شخصيت پوستر را از فضاي تصويري اثر اصلي جدا ميكردم (كاري كه در بسياري موارد آن را درست نميدانم). نتيجه كارم در جلب توجه و كشاندن مردم بسيار درست و موثر بود.
بر خلاف برخي از طراحان نسل امروز كه از تم اصلي نمايش فاصله ميگيرند ولي شما به تم اصلي وفادار هستيد، چگونه طراحي يك پوستر را كارگرداني ميكنيد؟
من هميشه فكر ميكردم بهترست بجاي آنكه بخواهم موضوعي را نمايش بدهم ، تصوير خيلي خلاصه شدهاي از آن را نمايش دهم. يعني ترجيح ميدادم بجاي ايلوستراسيون ساختن، يك ايكون درست كنم.
سفارش دهندگان چه برخوردي با كار شما داشتند؟
يك واقعيت را به شما بگويم. از روزي كه كارم را شروع كردم، سفارش دهندگان من هميشه متوجه بودند كه من در زمينههاي فرهنگي بيشتر از آنها ميدانم. احاطه من به ادبيات، سينما، نمايش، نقاشي و غيره به من كمك كرد كه همه دستم را باز بگذارند. از همان اول هرگز نه با سفارش دهندهام حرفي ميزدم نه حتي پوسترها را قبل از چاپ به آنان نشان ميدادم. سفارش دهنده مثل ديگران پوستر را در خيابان ميديد. نتيجه كار هم اين بود كه كارم هميشه در جذب مشتري براي نمايش بسيار موثر بود.
به نظر شما تاثير عملي پوستر چه بود؟
آن زمان ما از مزيتي برخوردار بوديم كه حالا وجود ندارد و آن اينكه تعداد پوسترهايي كه در شهر ديده ميشد كم بود. از مراكز محدودي پوستر بيرون ميآمد. جاهايي هم، مثلا بعضي از رستورانهاي خاص، دوست داشتند پوسترهاي فرهنگي را به ديوارهايشان بزنند. مردم هم عادت داشتند كه از اين راه اطلاعات بدست بياورند و بدانند كجا چه خبر است.
تيراژ پوسترها چقدر بود؟
از هر پوستر ۳۰۰ تا چاپ ميشد.
يك طراح با قشرهاي مختلف انسانها سر و كار دارد. آيا امكان دارد كه يك طراح گرافيك به هنرهاي ديگر مثل ادبيات اشراف نداشته باشد؟ و اين اشراف شما به هنرهاي ديگر چقدر باعث شد كه شما نسبت به ديگران برتري پيدا كنيد؟
هنرمند در واقع يك واسطه است براي انتقال دادن فرهنگ. براي يك هنرمند واجبترين چيز احاطه داشتن به فرهنگ است. متاسفانه هنرمنداني كه در اين زمينه ضعف دارند كم نيستند. من هميشه به همه زمينههاي فرهنگي، از فرهنگ عاميانه متعلق به پايينترين سطوح جامعه تا فرهنگ اليت كه متعلق به قشر بسيار محدودي از آدمهاي دنياست بسيار توجه داشتهام. براي ديدن نمايشگاهي از يك هنرمند در آن سر دنيا وقت ميگذارم، كار يك كارگردان اپرا را دنبال ميكنم و خودم را در جريان اتفاقات فرهنگي نگهميدارم. به نظر من در ميان هنرمندان جوان ايراني، كساني موفق هستند كه زمينه فرهنگي گستردهتري دارند و به همين دليل ديگران دنبالهروي آنان هستند.
پس از تالار رودكي چه عاملي باعث مي شود كه ديگر طراحي پوستر نكنيد؟
وقتي كه من فعاليتي به آن گستردگي و سطح بالايي داشتم طبعا با قطع شدن آن ديگر برايم جذابيتي نداشت كه بخواهم كارهاي مختصري بكنم. دوباره به سراغ نقاشي رفتم. يك دوره نقاشي كردم و در خارج از ايران به نمايش گذاشتم. اما متاسفانه استمرار نداشت چون زندگيم استمرار نداشت. در كشورهاي مختلف زندگي كردم و بيشتر دنبال فرهنگ بودم تا كار خودم. در سالهاي گذشته در ايران كارم تبليغات بوده است. مهمترين كارم طراحي پيكره بيلبوردهاي تبليغاتي بوده است. با اولين بيلبوردي كه ساختم يك جايزه مهم بينالمللي بدست آوردم. در زمينه طراحي گرافيك، فقط چند كار بسيار ساده براي شركت ساراول كه مشتري يك بيلبورد من بودند و مديرانش آدمهاي فهميدهاي هستند كردم. طرح اوليه كه بسيار ساده بود چنان موفق بود كه تا چند سال وارياسيونهاي مختلف آن روي بيلبورد رفت.
بهزاد حاتم چه شغلي را حرفه اصلي خود ميداند؟
راستش جواب اين سوال را درست نميدانم. هرگز براي خودم كارت ويزيت يا سربرگ درست نكردهام چون نميدانم رويش چه بنويسم، حتي زماني كه كار اصلي و عمده من گرافيك بود. روي پوسترهايم هم به ندرت امضا كردهام چون اين موضوع برايم خيلي مهم نبود.
سه شنبه ۲۵ فروردين ۱۳۸۸
در تالار رودكي به تدريج طراحي بروشور همه برنامهها – يعني چهار پنج برنامه در هفته- به من سپرده شد. اولين بار رئيس انستيتو گوته كه بي آنكه مرا بشناسد از كار من خوشش آمده بود، طراحي پوستر براي يك جشنواره فيلمهاي آلماني كه در كانون فيلم به نمايش در ميآمد را به من سفارش داد. اين نخستين پوستري بود كه از من چاپ شد. به دنبال آن بود كه در تالار رودكي هم به تدريج طراحي پوسترها به من سپرده شد.
برخورد چطور بود؟ آيا فضاي كار براي انجام طراحي پوستر براي شما باز بود؟
مسلما باز بود. اگر نبود اين كارها نشده بود. در كنار آقاي بريراني كه سالها پوسترهاي تالار رودكي را طراحي كرده بودند به من هم ميدان داده شد و پس از مدتي همه كار را من ميكردم. هفتهاي يكي دو پوستر و چهار پنج بروشور.
در مجله رودكي ترجمه چندين مقاله و گفتگويي با لنيكا گرافيست پر آوازه لهستاني داريد. به نظر شما علت توجه طراحان ما به گرافيك بلوك شرق خصوصا لهستان در آن سالها چه بود چه بود؟
گرافيك لهستان بسيار قوي بود و در آن سالها در مجلههاي گرافيك بسيار ديده ميشد. نقش مميز را هم نبايد ناديده گرفت. كار او هم كه بيشتر ما از او ياد ميگرفتيم شبيه لهستانيها بود. طراحي لهستانيها بيشتر با ابزار ساده، دست و قلم و خط، بود و از تكنيكهايي كه نيازمند امكانات بيشتر بود و در چاپ هم مشكل ايجاد ميكرد كمتر استفاده ميكردند. اين با امكانات آن زمان ما هم همخواني داشت. در ضمن ما بيشتر در زمينه گرافيك فرهنگي كار ميكرديم و آنچه از لهستاني ها ميديديم هم بيشتر فرهنگي بود.
خب در آن زمان گرافيك آمريكا هم كسي مثل گليزر را دارد، چرا تاثير او كمتر است؟ اينكه اغلب روشنفكران ما در آن زمان گرايش چپ داشتند و ضد آمريكايي نگاه ميكردند را در اين جريان موثر نميدانيد؟
شايد حرف شما درست باشد اما از آنجا كه من گرايشي به سياست نداشتم، هرگز به اين مساله فكر نميكردم.
آيا درآمد پوستر به عنوان يك شغل زندگي شما را تامين ميكرد؟ رفاه مادي يك طراح چه تاثيري در كيفيت آثار او دارد؟
اگر من فقط كار گرافيك ميكردم باز هم درآمد خوبي داشتم چون بين سالهاي ۵۳ تا ۵۷ يكي از چهار طراح پركار آن دوره بودم. اما من آدم چندكارهاي بودم. هم يك كار مديريت فرهنگي داشتم، هم نويسنده مطبوعات بودم و هم چندين مجله طراحي ميكردم. آدم پر درآمدي بودم و هرگز سختي امرار معاش از راه هنر را نچشيدم.
پروسه طراحي يك پوستر براي شما چطور بود؟ شايد شنيدن آن براي طراحان نسل امروز جالب باشد.
همه كارهاي من نتيجه اولين ايدهايست كه به ذهنم آمده. هرگز ننشستهام و درباره آن فكر كنم. ايده كارهايي كه دوستشان دارم مثل يك جرقه آمده است. ضمن رانندگي يا فيلم تماشا كردن. هميشه هم نصفه شب به اجراي كار ميرسيدم.
نوع طراحي دستي شما و اينكه گمان ميكنم بيشتر كارهاي شما براي چاپ سيلك طراحي شده برايم جالب بود. آيا در كارهايتان شيوه خاصي را دنبال ميكرديد؟
البته تنها يكي دو كار من سيلك اسكرين چاپ شده و بقيه افست است. پسند من يك پسند مينيمال است. ايدهها برايم با شكلهاي ساده و رنگهاي كم ميآيند. پوسترهاي پركار و شلوغ هم دارم كه بيشترشان كارهاي بد من هستند. در كارهاي ساده بيشتر از رنگ مشكي و قرمز استفاده كردهام، بسيار ساده. از پايبندي به يك شيوه گريزان بودهام. هميشه تنوع را دوست دارم . البته الان كه به كارهايم نگاه ميكنم ميبينم دو شيوه در كارم غالب بوده است. يكي ساختن شكلها با پاره كردن و بريدن كاغذ و ديگري شابلون درست كردن و اسپري كردن رنگ. اين دو روش با كمترين مواد به سادهترين شكل ايده را بيان ميكند.
در طراحي پوسترهايتان بياني فرا منطقهاي و بعضا غربي داريد، تاكيد بر بيان بومي و منطقهاي يك اثر چقدر براي شما مهم بوده است؟ هرچند ميدانم خيلي از كارهاي شما براي سفارشي طراحي شده كه موضوعي غير ايراني دارد.
درست است. موضوع پوسترهاي من بيشتر غير ايرانيست و جايي براي استفاده از عنصرهاي ايراني ندارد. من فكر ميكردم بايد با پوستر خيلي سريع توجه بيننده را جلب كنم و فكر ميكردم يك چيز ساده مدرن بهتر اين كار را ميكند. شخصيت پوستر را از فضاي تصويري اثر اصلي جدا ميكردم (كاري كه در بسياري موارد آن را درست نميدانم). نتيجه كارم در جلب توجه و كشاندن مردم بسيار درست و موثر بود.
![]() |
![]() |
| جسنواره فیلم های آلمانی/ سال: ۱۳۵۱ | اپرای فاوست/ سال: ۱۳۵۵ |
بر خلاف برخي از طراحان نسل امروز كه از تم اصلي نمايش فاصله ميگيرند ولي شما به تم اصلي وفادار هستيد، چگونه طراحي يك پوستر را كارگرداني ميكنيد؟
من هميشه فكر ميكردم بهترست بجاي آنكه بخواهم موضوعي را نمايش بدهم ، تصوير خيلي خلاصه شدهاي از آن را نمايش دهم. يعني ترجيح ميدادم بجاي ايلوستراسيون ساختن، يك ايكون درست كنم.
سفارش دهندگان چه برخوردي با كار شما داشتند؟
يك واقعيت را به شما بگويم. از روزي كه كارم را شروع كردم، سفارش دهندگان من هميشه متوجه بودند كه من در زمينههاي فرهنگي بيشتر از آنها ميدانم. احاطه من به ادبيات، سينما، نمايش، نقاشي و غيره به من كمك كرد كه همه دستم را باز بگذارند. از همان اول هرگز نه با سفارش دهندهام حرفي ميزدم نه حتي پوسترها را قبل از چاپ به آنان نشان ميدادم. سفارش دهنده مثل ديگران پوستر را در خيابان ميديد. نتيجه كار هم اين بود كه كارم هميشه در جذب مشتري براي نمايش بسيار موثر بود.
به نظر شما تاثير عملي پوستر چه بود؟
آن زمان ما از مزيتي برخوردار بوديم كه حالا وجود ندارد و آن اينكه تعداد پوسترهايي كه در شهر ديده ميشد كم بود. از مراكز محدودي پوستر بيرون ميآمد. جاهايي هم، مثلا بعضي از رستورانهاي خاص، دوست داشتند پوسترهاي فرهنگي را به ديوارهايشان بزنند. مردم هم عادت داشتند كه از اين راه اطلاعات بدست بياورند و بدانند كجا چه خبر است.
تيراژ پوسترها چقدر بود؟
از هر پوستر ۳۰۰ تا چاپ ميشد.
يك طراح با قشرهاي مختلف انسانها سر و كار دارد. آيا امكان دارد كه يك طراح گرافيك به هنرهاي ديگر مثل ادبيات اشراف نداشته باشد؟ و اين اشراف شما به هنرهاي ديگر چقدر باعث شد كه شما نسبت به ديگران برتري پيدا كنيد؟
هنرمند در واقع يك واسطه است براي انتقال دادن فرهنگ. براي يك هنرمند واجبترين چيز احاطه داشتن به فرهنگ است. متاسفانه هنرمنداني كه در اين زمينه ضعف دارند كم نيستند. من هميشه به همه زمينههاي فرهنگي، از فرهنگ عاميانه متعلق به پايينترين سطوح جامعه تا فرهنگ اليت كه متعلق به قشر بسيار محدودي از آدمهاي دنياست بسيار توجه داشتهام. براي ديدن نمايشگاهي از يك هنرمند در آن سر دنيا وقت ميگذارم، كار يك كارگردان اپرا را دنبال ميكنم و خودم را در جريان اتفاقات فرهنگي نگهميدارم. به نظر من در ميان هنرمندان جوان ايراني، كساني موفق هستند كه زمينه فرهنگي گستردهتري دارند و به همين دليل ديگران دنبالهروي آنان هستند.
پس از تالار رودكي چه عاملي باعث مي شود كه ديگر طراحي پوستر نكنيد؟
وقتي كه من فعاليتي به آن گستردگي و سطح بالايي داشتم طبعا با قطع شدن آن ديگر برايم جذابيتي نداشت كه بخواهم كارهاي مختصري بكنم. دوباره به سراغ نقاشي رفتم. يك دوره نقاشي كردم و در خارج از ايران به نمايش گذاشتم. اما متاسفانه استمرار نداشت چون زندگيم استمرار نداشت. در كشورهاي مختلف زندگي كردم و بيشتر دنبال فرهنگ بودم تا كار خودم. در سالهاي گذشته در ايران كارم تبليغات بوده است. مهمترين كارم طراحي پيكره بيلبوردهاي تبليغاتي بوده است. با اولين بيلبوردي كه ساختم يك جايزه مهم بينالمللي بدست آوردم. در زمينه طراحي گرافيك، فقط چند كار بسيار ساده براي شركت ساراول كه مشتري يك بيلبورد من بودند و مديرانش آدمهاي فهميدهاي هستند كردم. طرح اوليه كه بسيار ساده بود چنان موفق بود كه تا چند سال وارياسيونهاي مختلف آن روي بيلبورد رفت.
بهزاد حاتم چه شغلي را حرفه اصلي خود ميداند؟
راستش جواب اين سوال را درست نميدانم. هرگز براي خودم كارت ويزيت يا سربرگ درست نكردهام چون نميدانم رويش چه بنويسم، حتي زماني كه كار اصلي و عمده من گرافيك بود. روي پوسترهايم هم به ندرت امضا كردهام چون اين موضوع برايم خيلي مهم نبود.
سه شنبه ۲۵ فروردين ۱۳۸۸
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 10:4 توسط آرش تنهایی
|

